سایه‌های فراموش شده: فریاد خاموش کارگر ساختمانی در هیاهوی شهر

نبود کار برای کارگر ساختمانیچکیده:

در پسِهر خط افق شهری، هر برج سر به فلک کشیده و هر خانۀ امن، دستانی خسته و قامتی خمیده نهفته است. کارگر ساختمانی، سنگ‌بنا و معمار عینی توسعه شهری است، اما خود اغلب در حاشیه‌ای ترین نقطه معیشت جامعه جای دارد. این مقاله به بررسی سهگانۀ تلخ «زحمت طاقت‌فرسا، دستمزد ناکافی و نبود کار» می‌پردازد که زندگی این قشر زحمتکش را احاطه کرده است.

مقدمه:

شهرها با سرعتی حیرت‌آور قد می‌کشند،اما بنیان این رشد بر دوش کسانی است که خود سهمی از رفاه آن ندارند. کارگر ساختمانی، نماد عینی کار و تلاش است؛ موجودی که در گرما و سرما، بر بلندای داربست‌ها و در عمق خاکریزها، آینده‌ای را می‌سازد که شاید هیچ‌گاه مال او نباشد. با این حال، امروزه این چهره‌های زحمتکش با بحران‌هایی چندگانه دست و پنجه نرم می‌کنند که بقا و کرامت انسانی آنان را به مخاطره انداخته است.

 

۱. زحمتی که هرگز تمام نمی‌شود

زندگی کارگر ساختمانی با طلوع آفتاب آغاز می‌شود و با فرسودگی کامل پایان می‌یابد.کار او نه در پشت میز، که در معرض باد و باران و آفتاب سوزان است.

 

· خطرات جانی: سقوط از ارتفاع، برق‌گرفتگی، ریزش آوار و حوادث ریز و درشت، هر روز همچون شمشیری داموکلس بر فراز سر اوست. بسیاری از این حوادث به دلیل عدم رعایت استانداردهای ایمنی و عجله برای اتمام پروژه رخ می‌دهد.

· فرسایش جسمی: بلند کردن مصالح سنگین، کار مداوم با ابزارآلات سنگین و قرارگیری در معرض گرد و غبار و مواد شیمیایی، به تدریج سلامت جسمی او را تحلیل می‌برد. دردهای عضلانی و مفصلی، بیماری‌های ریوی و کاهش شنوایی، میراث این شریف برای کهنسالی است.

· فشار روانی: ناپایداری شغلی، دوری از خانواده و نگرانی دائمی از فردا، بار سنگینی بر روان کارگر تحمیل می‌کند.

 

۲. دستمزدهایی که به زندگی نمی‌رسد

اینهمه زحمت،در ازای دستمزدی دریافت می‌شود که اغلب با سطح تورم و هزینه‌های زندگی همخوانی ندارد.

 

· پایین بودن نرخ مزدی: دستمزد روزانه بسیاری از کارگران، حتی با محاسبه ساعت‌های کار طولانی، تنها کفاف هزینه‌های اولیه یک زندگی بسیار ساده را می‌دهد. وقتی قیمت مسکن، خوراک، پوشاک و درمان را در نظر بگیریم، این درآمد به وضوح ناکافی است.

· عدم امنیت شغلی و بیمه: بسیاری از کارگران به صورت قراردادهای شفاهی یا موقت کار می‌کنند و از پوشش بیمه تأمین اجتماعی محرومند. یک بیماری یا حادثه کوچک می‌تواند کل اقتصاد یک خانواده کارگری را به ورطه نابودی بکشاند.

· پرداخت‌های معوق: یکی از معضلات دردناک، تأخیر در پرداخت دستمزدهاست. کارگر هفته‌ها و parfois ماه‌ها زحمت می‌کشد، اما برای دریافت حق خود باید روزها و هفته‌ها در انتظار بماند، در حالی که خانواده او به همان درآمد روزانه وابسته است.

 

۳- نبود کار: میعادی بی‌پایان

وقتی کار نباشد،حتی بحث از دستمزد ناکافی نیز به حاشیه می‌رود. رکود مستمر در صنعت ساختمان، کارگران را با بحران بی‌کاری مزمن مواجه کرده است.

 

· توقف پروژه‌ها: متوقف شدن پروژه‌های ساختمانی به دلایل اقتصادی، بروکراسی اداری یا تحریم‌ها، به معنای بیکاری هزاران کارگر است.

· فصلی بودن کار: کار ساختمان ذاتاً فصلی است و در فصول سرد سال یا روزهای بارانی، کارگران در میعادگاه‌ها منتظر می‌مانند بدون آنکه کسی برای استخدام آنان بیاید.

· رقابت ناعادلانه: ورود نیروی کار غیرمجاز و ارزان‌قیمت، موقعیت‌های شغلی را برای کارگران بومی محدودتر کرده است.

 

پیامدهای اجتماعی بحران

این سهگانه بحران،تنها به زندگی فردی کارگر محدود نمی‌شود و تبعات گسترده‌ای برای جامعه دارد:

 

· فقر چرخه‌ای: کودکان خانواده‌های کارگری ممکن است برای کمک به معیشت خانواده، ترک تحصیل کنند و به چرخه فقر دامن بزنند.

· از بین رفتن کرامت انسانی: ناتوانی در تأمین حداقل‌های زندگی، احساس تحقیر و ناامیدی را در کارگران تقویت می‌کند.

· تخریب سرمایه اجتماعی: وقتی جامعه نتواند از زحمتکش‌ترین قشر خود حمایت کند، اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی آسیب می‌بیند.

 

راهکارهایی برای گذر از تاریکی

رهایی از این بحران نیازمند عزمی ملی و راهکارهایی عملی است:

 

1. تعیین و اجرای دستمزد عادلانه: شورای عالی کار باید دستمزدها را نه بر اساس حداقل‌ها، که بر اساس «زندگی آبرومند» برای یک خانواده کارگری تعیین کند.

2. سازماندهی و بیمه همگانی: همه کارگران باید تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی قرار گیرند و از مزایای بازنشستگی و درمان برخوردار شوند.

3. نظارت بر اجرای قوانین کار: نظارت جدی بر اجرای قوانین ایمنی و پرداخت به موقع دستمزدها ضروری است.

4. رونق بخشیدن به صنعت ساختمان: دولت با تسهیل در صدور مجوزها و حمایت از پروژه‌های عمرانی می‌تواند به رونق این بخش و ایجاد اشتغال پایدار کمک کند.

5. توانمندسازی کارگران: ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری می‌تواند به آنان در احقاق حق‌های جمعی خود کمک کند.

 

نتیجه‌گیری

کارگر ساختمانی،چهره ملموس «کار» در جامعه ماست. او نه تقاضای رفاهی حداقلی دارد، نه چشم به دست کسی دوخته است. تنها خواسته او دریافت حقی است که با عرق جبین و risking جان خود به دست می‌آورد: دستمزدی عادلانه و شغلی پایدار. تا زمانی که سایه بحران بر زندگی این قشر سنگینی می‌کند، نمی‌توان ادعا کرد شهری که می‌سازند، برای همه ساکنانش امن و آرامش‌بخش است. باید به فریاد خاموش این سایه‌های فراموش شده گوش داد، پیش از آنکه فرصت جبران از دست برود.

 

Categories:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسب ها

Kanuf آجر آجرچینی از کارگر ساختمان به پیمانکار تبدیل شوید اشتباهات رایج آجر چینی انجمن های کارگری بازگشت کارگران افغانی بتن ریزی با روش جدید بتن ریزی نوین بلندترین هتل جهان بیمه تامین اجتماعی تبدیل از کارگر ساده به کارگر حرفه ای رابیتس جدید زمین مناسب برای ساخت ساخت مسکن کارگری ساخت و ساز اقتصادی سود بیشتر پیمانکار سود در ساخت و ساز شاتکریت شروع کارگری ساختمان صلاحیت حرفه ای استاد کاران قرارداد پیمانکاری مسکن کارگری مقایسه کناف و روفیکس نحوه ی اجرای کناف نرمش قبل از کار نرمش کردن نمونه قرارداد پیمانکاری بدون مصالح نکات مالی برای کارگران ساختمانی هتل دبی هوش مصنوعی در ساختمان سازی ورزش کارگر ساختمانی وروود به شغل کارگری ساختمان پس انداز کارگر ساختمانی پیمانکار چه زمینی انتخاب کنیم کارفرما کیست کارفرمای ساختمانی کارفرمایی چیست کارگر افغانی کارگران افغانی کارگر حرفه ای ساختمانی کارگری ساختمان از صفر کناف کناف چیست

توسعه توسط تیم میهن وردپرس