خروج کارگران ساختمانی افغان از ایران و مسیر تبدیل شدن به کارگر حرفهای ساختمانی: پیامدها، فرصتها و پیشنهادات سیاستی
چکیده
خروج گستردهٔ کارگران ساختمانی افغان از ایران در سالهای اخیر (دستاوردهای ناشی از سیاستهای مهاجرتی، وضعیت اقتصادی و فشارهای اجتماعی) بازتابی از تحولات بازار کار منطقهای است. این جابجایی جمعیتی چالشها و فرصتهایی را برای کارگران، کارفرمایان و جوامع مقصد بههمراه دارد. مقاله حاضر با بررسی علل مهاجرت، موانع قانونی و حرفهای پیشروی کارگران افغان، روندهای تبدیل مهارتهای تجربی آنها به مهارتهای حرفهای قابلاعتبارسازی و پیامدهای اقتصادی-اجتماعی این روند، راهکارهایی برای تسهیل حرفهایسازی و ادغام بازار کار ارائه میدهد.
مقدمه
کارگران ساختمانی افغان سهم قابلتوجهی از نیروی کار ساختمانی در ایران و برخی کشورهای همجوار داشتهاند. با تغییر سیاستها و شرایط اقتصادی، بسیاری از این کارگران ایران را ترک کرده و به دنبال فرصتهای کاری در کشورهای دیگر یا بازگشت به افغانستان هستند. این حرکت انبوه، علاوه بر پیامدهای فوری معیشتی، مسیر تازهای برای بازتعریف «کارگری ساختمانی» از کارگری غیررسمی و روزمزد به سمت شغلی حرفهای با مهارت، آموزش و حفاظت اجتماعی فراهم میآورد.
علل خروج از ایران
1. سیاستهای مهاجرتی و اقامتی: محدودیتها در دسترسی به مجوز کار یا تمدید اقامت، بازداشتها و فشارهای اداری میتواند انگیزهٔ خروج را افزایش دهد.
2. شرایط اقتصادی و امنیت شغلی: کاهش پروژههای ساختمانی یا تأخیر دستمزدها کارگران را به جستجوی بازارهای کمریسکتر یا پایدارتر سوق میدهد.
3. فشارهای اجتماعی و تبعیض: تجربهٔ تبعیض یا احساس عدم استقبال اجتماعی از عوامل روانی مهم برای مهاجرت است.
4. شبکههای مهاجرتی و اطلاعات بازار: وجود هموطنان مقیم در مقصد که اطلاعات و پشتیبانی اولیه فراهم میکنند، روند خروج را تسهیل میکند.
وضعیت پیشاپذیر: از کارگری غیررسمی تا مسیر حرفهایشدن
بسیاری از کارگران ساختمانی افغان دارای سالها تجربهٔ عملی هستند — اما این تجربه بهطور معمول مبنای رسمی یا مدارک قابلاعتبارسازی ندارد. تبدیل این سرمایهٔ تجربی به مهارتهای رسمی (مثلاً گواهینامه جوشکاری، اپراتوری جرثقیل، قالببندی سازه، ایمنی کارگاه) نیازمند سه رکن است: آموزش استاندارد، شناسایی و اعتباربخشی تجربیات گذشته، و دسترسی به بازار کار رسمی.
راههای تبدیل مهارت تجربی به مهارت حرفهای
دورههای فنیحرفهای کوتاهمدت و شتابدهندهها: ارائهٔ دورههای متمرکز که با نیاز بازار کار مقصد منطبق باشند (مثلاً آموزشهای ایمنی، سیمانکاری، آرماتوربندی، نقاشی صنعتی).
معادلسازی تجربیات کاری: ارزیابی مهارتهای عملی از طریق آزمونهای مهارتی و صدور گواهی معادل برای تجربیات کاری قبلی.
کارآموزی و اشتغال حمایتی: برنامههای توأم با کار در پروژه (on-the-job training) که امکان کسب تجربهٔ رسمی را فراهم کند.
همکاری با شرکتهای ساختمانی و اتحادیهها: ایجاد مسیرهای استخدام رسمی از طریق قرارداد و ثبت بیمه.
موانع اصلی در مسیر حرفهایسازی
1. موانع قانونی-اداری: محدودیت در دریافت مجوز کار و اقامت، مشکلات در شناسایی هویت و مدارک.
2. زبان و فرهنگ کاری: کمبود تسلط به زبان مقصد و آشنایی ناکافی با استانداردها و شیوههای کاری محلی.
3. دسترسی محدود به آموزش: هزینهها، زمان و مکان دورهها و همچنین کمبود مراکز آموزشی مناسب برای مهاجران.
4. پیشداوری کارفرمایان: تمایل به استخدام نیروی ارزان و غیررسمی بهجای سرمایهگذاری در آموزش و بهکارگیری رسمی.
پیامدهای اقتصادی و اجتماعی
برای کارگران: در صورت موفقیت در حرفهایشدن، درآمد پایدارتر، امنیت شغلی و دسترسی به حفاظت اجتماعی فراهم میشود. در غیاب این مسیر، مهاجرت میتواند به بیثباتی درآمد، کار غیرایمن و آسیبهای اجتماعی بینجامد.
برای بازار کار مقصد: ورود کارگران ماهر میتواند کمبود نیروی ماهر را جبران کند و هزینهٔ پروژهها را کاهش دهد، اما اگر ادغام صحیح انجام نشود ممکن است به رقابت نزولی در دستمزدها بینجامد.
برای جوامع مبدا: بازگشت کارگران آموزشدیده یا ارسال حوالههای بالاتر میتواند به رونق اقتصادی محلی کمک کند؛ اما فرار نیروی کار ماهر میتواند کمبود نیروی انسانی مؤثر در ساخت و سازهای داخلی ایجاد کند.
پیشنهادات سیاستی و برنامهای
1. ایجاد مسیرهای رسمیتبخش مهارت: برنامههای معادلسازی و صدور گواهی مهارت برای تجربههای کاری بینالمللی.
2. دسترسی به آموزش مهارتی هدفمند: توسعه دورههای کوتاهمدت منطبق با نیازهای بازار و ارائه تسهیلات مالی (بورسیه، وام کمبهره).
3. همکاری بینالمللی و منطقهای: توافقات دوجانبه بین ایران، کشورهای مقصد و افغانستان برای بهرسمیتشناختن گواهیها و حقوق کارگران.
4. حمایت از کارفرمایان اجتماعی: مشوقهای مالیاتی یا یارانهای برای شرکتهایی که مهاجران را رسمی استخدام و آموزش میدهند.
5. اطلاعرسانی و خدمات حمایت قانونی: مراکز مشاوره برای راهنمایی حقوقی، مسائلی مثل بیمه و قراردادهای کاری.
نتیجهگیری
خروج کارگران ساختمانی افغان از ایران یک پدیدهٔ چندوجهی است که اگر بهدرستی مدیریت و هدایت شود میتواند فرصتی برای تبدیل نیروی کار تجربی و غیررسمی به نیروی کار حرفهای با مهارتهای شناختهشده و امنیت شغلی فراهم آورد. این تغییر نیازمند ترکیبی از سیاستهای حمایتی، برنامههای آموزش فنی-حرفهای، و تعامل موثر میان دولتها، سازمانهای مدنی و بخش خصوصی است. سرمایهگذاری در حرفهایسازی کارگران نه تنها کرامت و زندگی آنان را بهبود میبخشد، بلکه به رشد پایدار و کیفیت بالاتر ساختوساز در سطح منطقه نیز کمک خواهد کرد.





دیدگاهتان را بنویسید